بی واژه - محمد اصفهانی  چاپ

تاریخ : پنج‌شنبه 15 اردیبهشت 1390 در ساعت 23:44

" بی واژه "



منو دریا  منو بارون منو آسمون  صدا کن


اسممو واژه به واژه تو دل ترانه جا کن


منو تنها منو عاشق منو خوب من صدا کن


منو از همین ترانه واسه ما شدن صدا کن


منو بی واژه صدا کن هم صدا تر از همیشه


به همون اسم عزیزی که برات کهنه نمیشه


واسه زندگی صدام کن واسه هر چی عاشقانس


واسه حرفای قشنگی که نگفته شاعرانس


منو دریا  منو بارون منو آسمون  صدا کن


اسممو واژه به واژه تو دل ترانه جا کن


منو شب صدا کن اما اون شبی که تورو داره


اون شبی که جای ماهش تورو پیش من بیاره


منو آیینه صدا کن که میخوام مثل تو باشم


که برای با تو بودن میخوام از خودم جدا شم


برای دانلود فایل صوتی کلیک کنید

دانلود فایل صوتی- بی واژه

" بی واژه "



منو دریا  منو بارون منو آسمون  صدا کن


اسممو واژه به واژه تو دل ترانه جا کن


منو تنها منو عاشق منو خوب من صدا کن


منو از همین ترانه واسه ما شدن صدا کن


منو بی واژه صدا کن هم صدا تر از همیشه


به همون اسم عزیزی که برات کهنه نمیشه


واسه زندگی صدام کن واسه هر چی عاشقانس


واسه حرفای قشنگی که نگفته شاعرانس


منو دریا  منو بارون منو آسمون  صدا کن


اسممو واژه به واژه تو دل ترانه جا کن


منو شب صدا کن اما اون شبی که تورو داره


اون شبی که جای ماهش تورو پیش من بیاره


منو آیینه صدا کن که میخوام مثل تو باشم


که برای با تو بودن میخوام از خودم جدا شم


برای دانلود فایل صوتی کلیک کنید

دانلود فایل صوتی- بی واژه

نظرات (9)
عااااااااششششششششششششششششششققققققققققققششششششششششششمممممممممممممممممممممممممممممممم
دوست خوبم:
سلام ..

تبریک میگم ذوق هنریت خوبه ... امیدوارم لذت ببری از تمامی لحطات زندگیت

مرسی که اومدی جزیره همیشه باشی
نی حدیث راه پر خون می کند
قصه های عشق مجنون می کند
در غم ما روزها ، بی گاه شد
روزها با سوزها همراه شد
روزها گر رفت ، گو رو ، باک نیست
تو بمان ، تو بمان ، ای آن که چون تو پاک نیست
تو بمان ، ای آن که چون تو پاک نیست
دوست خوبم:
سلام ...

شعر زیبایی بود یادآور زیبایی ها ...

مرسی که اومدی جزیره داداش - بهترین باشی
مرسیییییییییییییییی
تلویزیون شنیده بودم
خیلی ممنون که دانلودش گذاشتی!!!!
دوست خوبم:
سلام ...

قابلی نداشت عزیز اینجا برای خودش صدا و سیما شده دیگه

مرسی که اومدی جزیره - همونی باش که میتونی
مگه چند تا وبلاگ داری؟هاااااااااا بشین درساتو بخون کوچولو
دوست خوبم:
وبلاگ که خیلیه خاله ....
چشم شما امر بفرما درسامونم میخونیم ...ولی اگر اجازه بفرمایید من نشسته نمیتونم درس بخونم بلند شم بعد بخونم .
صدای چیک چیکه بارون,از چشای خیسه ابرا رو زمین سرد و خاکی میپیچه تو گوش دنیا

هر نفس دلم میلرزه,غصّه دارم غمِ بارون میگیره سکوت و از من صدای غر غرِ ناودون

بارون انگار تا همیشه روز و شب میخواد بباره آی خدای آسمونا,جز تو کی هوامو داره

وقتی بارون پشت شیشه,میکوبه دلم میگیره با غرور سرد و خیسش تنهایی هامو میگیره

کاره خورشید انتظاره,پشت ابرا گله داره بعد بارون واسه دنیا نور امیدو بیاره
دوست خوبم:
بعد تو صدای بارون
بعد تو هق هق بضش
بعد تو نگاه خیسش
حتی خورشید و ندیدش
پشت ابرو نمیدونه
همیشه چشاش گریونه
لذت دنیا براش
یاد تو زیر بارونه ...

زیبا بود . ممنون از اینکه میای و اینجا مینویسی ...

وقتی خیس از باران به خانه رسیدم

برادرم گفت: چرا چتری با خود نبردی؟

خواهرم گفت: چرا تا بند آمدن باران صبر نکردی؟

پدرم با عصبانیت گفت: تنها وقتی سرما خوردی متوج خواهی شد

اما مادرم در حالی که موهای مرا خشک می کرد گفت

باران احمق..

این است معنی مادر!!!
دوست خوبم:
tnx 4 regard this beautiful description
happy mommys day
& tnx u coming here to write
باران که می‌بارد

غروب‌ها

شاعرانه‌ترین لحظه‌های یک شاعر

در دورها

اعدام می‌شود

جایی کنار زاغه‌های اطراف شهر

اعدام، در ملاء عام

بی‌جان شاعر، جا می‌ماند که

از کجا آمده این‌جا این‌همه جان جوان

جوانه زده در پاییزی

که هر غروب‌اش ناله‌ای دارد

حکایتی: « جا مانده پیکر بی‌جان رفیقی

زیر باران غروب پاییزی

که دیگر هیچ‌وقت

هیچ‌وقت زیبا نیست.»



باران که می‌بارد ببین:

به‌یاد بیاور زمان چه‌زود می‌گذرد

و جلادان چه‌زود پیر می‌شوند و می‌پوسند!

در این غروب که دیگر شاعرانه نیست اما

جان جوان ما همان‌طور جوان می‌ماند، مانده

جوانه زده و پیکر چاک‌ چاک‌اش ریشه‌دوانده



این پاییز می‌گذرد و باز بهار

جوانه‌هایی تازه به‌بار می‌آورد، آورده



غروب‌های دلمرده‌ی پاییز، دیگر گریه نمی‌کنیم...

بر مزار شاعر

امیدوار

ایستاده

و مسرور

باران که می‌بارد، این‌بار

چترهامان را می‌بندیم

با یاد شاعرانه‌ترین لحظه‌های یک شاعر

که هر غروب بارانی پاییزی

جا می‌ماند از شعرهای او

در غروبی که شاعر نیست اما

شاعرانه مانده‌است هنوز

در شعرهای او



« از بزرگی نام و حضور آدمی و خواست آزادی»

چترها را می‌بندیم

تا جلاد بترسد از شعر باران‌های غروب پاییزی

ـ باکی نیست ـ

یار تنهایی بانوی شاعر، یادگار رنج پیروزی

همراه هر قطره، هزار بوسه بر خاک کنیم

فریاد کنیم سرود جاودانمان را:

هر شب ستاره‌ای به زمین می‌کشند

و باز، این آسمان شب‌زده غرق ستاره‌هاست.
دوست خوبم:
بسیار زیبا بود ممنون که نوشتی ...

باران نگاهت راز سکوتم میشکند
بغض صدایم را گوش کن
شب های بی قراری را
روز های دلتنگی را
دیوانگیم
رسوا شده ام
عالم همه میدانند
من عاشق بارانم
عاشق ان لحظه ی دیدار توام
که سکوتم می شکند ...

مرسی که اومدی جزیره . ایاخلاروز آغریماسین .
داره می باره بارون و تو نیستی

شده این خونه زندون و تو نیستی

چه حس بدیه حس تنهایی

دارم می شکنم اسون و تو نیستی
دوست خوبم:
من از این بارون و دوری از تو
من از این سکوت و تنهایی بی تو
من از عشق قطره های بارون
من از زیبایی صدای بارون
به زیبایی تمام خلوت
به خودم رسیدم و تو
و من اکنون ...
من به تنهایی به دوری از تو
من به این صداقت و فراق از تو
من به نمیه باز نگاه چشمات
من به آرزوی داشتن تو
عادت کردم .

مرسی که اومدی جزیره ...
در روز بارانی ، چتر نشانه فداکاری است ......
پس چتری باش برای آنکه دوستش داری ، در روزهای بارانی اش
دوست خوبم:
آغاز ترانه هایم باران است
پایان نگاه خسته ام باران است
فریاد سکوت دنیای زندانم
تنها شنیدن صدای نمناک باران است

مرسی که اومدی .
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیکی :
وب / وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد

جزیره بارونیجزیره بارونی

folder98 facebook
ابزار تلگرام

آپلود عکسابزار تلگرام برای وبلاگ

ابزار تلگرام

آپلود عکسابزار فیس بوک برای وبلاگ